أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
101
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و اگر نه فضل خداى و رحمت او بودى بر شما باظهار آن آيات و بيّنات تا در آن تأمّل و تفكّر كرديد يا اگر نه فضل و رحمت او بودى بقبول توبهء شما از جملهء زيانكاران و هالكان بوديد ، ابو الغاليه گفت : مراد به « فَضْلُ اللَّهِ » اسلام است و به « رحمت » قرآن ، و روا بود كه مراد به « فضل و رحمت » دفع عذاب بود از ايشان و امهال ايشان تا توبه كردند و خويشتن را برهانيدند از عذاب عاجل عند رفع الجبل . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 65 ] وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ ( 65 ) بدرستى و حقيقت كه مىشناسيد و ميدانيد حال و كار آنكسانى كه ايشان را در روز شنبه نهى كردند از ماهى گرفتن و ايشان اعتدا كردند و از فرمان خداى درگذشتند و ماهى گرفتند ما ايشان را امر كرديم امر تكوين و گفتيم ايشان را كه باشيد بوزينگانى دور از رحمت خداى تعالى و اين در عهد داود عليه السّلام بود در زمينى كه آن را ايله خوانند خداى تعالى روز شنبه ماهى گرفتن برايشان حرام كرده بود چون روز شنبه بودى جملهء ماهيان دريا به آن بقعه جمع مىشدند و سر از آب بيرون ميكردند و ايمن بودند از آنكه كسى ايشان را تعرّض رساند و چون روز به آخر ميرسيد ماهيان ميرفتند و كس از ايشان اثر نميديد گروهى بايستادند و پيرامن دريا حوضها بكندند و آب دريا در آن حوضها گشادند روز شنبه آن حوضها پر از ماهى مىشد كه روز آدينه آب در آنجا مى افكندند و نماز ديگر راه حوضها ببستندى تا ماهيان با دريا نتوانند رفتن و روز يكشنبه ميگرفتند و ميگفتند : ما آب روز آدينه در حوض مىافكنيم و ماهى روز يكشنبه مى - گيريم چيزى نميكنيم كه خداى ما را از آن نهى كرده است و در آن شهر هفتاد هزار مرد بودند گروهى اين فعل ميكردند و گروهى نميكردند و نهى ميكردند و گروهى نميكردند و نهى نميكردند و ايشان دوازده هزار مرد بودند ، چون مدّتى برين برآمد مردمان دلير شدند و خداى ايشان را عقوبت نميكرد شنبه نيز دست دراز كردند در ماهى گرفتن و مدّتى برين برآمد ايشان مال بسيار جمع كردند اين جماعت كه ايشان را نهى ميكردند و ايشان نمىشنيدند گفتند كه : ما با شما درين شهر نباشيم كه ما از عذاب خداى ايمن نيستيم شهر قسمت كردند و ايشان با يكجانب شدند و باروئى كردند از